تبليغاتX
گلابتون
پول

 

چارلی چاپلین معتقده :

با پول می توان خانه خرید ولی آشیانه نه،رختخواب خرید ولی خواب نه،ساعت خرید ولی زمان نه،کتاب خرید ولی دانش نه،مقام خرید ولی احترام نه،دارو خرید ولی سلامتی نه،خون خرید ولی زندگی نه،و بالاخره می توان قلب خرید ولی عشق را نه.

با توجه به این گرانی موجود در جامعه شما چی فکر می کنید آیا شما هم نظر چارلی چاپلین رو تائید می کنید یا مثل بعضی آدمها داشتن همه خوبیها رو منوط به داشتن پول می دونید ؟

                                                      

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 9:40 توسط مریم السادات حسینی /

تفریح سالم گران شد

 

یکی از تفریحات سالم برای مردم بسیاری از کشورها رستوران رفتنه .تفریحی که من به شدت با اون موافقم و حتما در برنامه خودم قرارش می دم.

هر رستورانی که شما فکرش رو کنید به یک بار رفتنش می ارزد از تاج محل گرفته تا چلوکباب رفتاری شاپور!

از سوپر استار گرفته فری کثیفه و ...

راستش سعی می کنم به جزء لا ینفک زندگی شهری یعنی مادیات کمتر فکر کنم یه دلیلش اینه که خوب اگر فکر هم کنم فایده ای نداره .

اما خوب داخل پرانتز خدمتون می گم که بنده معتقدم به هر چیزی فکر کنی بدست می آری به عبارت دیگر به شدت معتقدم که آدمها با فکرشون زندگی می  کنند.

اما یک چیزی خیلی ناراحتم می کنه و اون اینکه این تفذریح سالم ما یا یکی از تفریحات ارزان قیمت که نه مثل اسکی زمستانی پرخرج نه مثل اجاره کردن استخر خصوصی برای تابستان به شدت گران شده بطوریکه این گرانیها در برخی رستورانها به 70درصد هم می رسه.

من هم تصمیم گرفتم امسال تفریح سالم دیگری انتخاب کنم شاید این تفریح سالم منچ بازی کردن باشه .

آخه می دونین ما که مثل بعضی دوستان پدرمون یا خودمون شغل پول ساز نداریم که ساعتی 50هزار تومان معلم ورزش بگیریم و در خانه و با صدای موزیک ورزش کنیم.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 9:1 توسط مریم السادات حسینی /

بدون هیچ مقدمه ای عید نوروز را تبریک می گم.

دلتان شاد و لبتان خندان.

امیدوارم سال پیش رو بهترین سالهای زندگی تون باشه .

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 9:59 توسط مریم السادات حسینی /

وجه مشترک مردم

 

تو این روزهای پایان سال هرکسی برای خودش دغدغه ها وکارهایی داره .آدمها با توجه به سن و سال شرایط ،تحصیل ،زندگی وشغلشون دل مشغولی ها و نگرانیهای متفاوتی دارن .

اما یه نگرانی مشترک در این روزها بین همه آدمها یکسانه گرانی و نگرانی از فاجعه تر شدنی گرانیها در سال اینده .

آخه می دونین گرانی اولین چیزیه که بابا نوروز به همه ملت ایران عیدی میده.

به هر حال حالا که کسی به فکر گرانی و زیر فشار بودن مردم نیست خوبه که هر کسی خودش رو تنها نبینه و به فکر هم نوعش هم باشه.

راستی یادتون باشه مقصر گرانی دولت نیست.

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 23:36 توسط مریم السادات حسینی /

ایرانیش بهتره

روزهای قشنگ تو هر تقویم و تاریخی که باشه قشنگه ..اگرچه همراهی با شادی سایرین به کلی ایرادی نداره .ولی هر چیزی نوع وطنی و مطابق با فرهنگ داخلی اش بهتره .

حرف من سر روز دوستی یا همان ولنتاین معروف است .چند سالی میشه که تبعیت از روز دوستی در کشورهای اروپایی خیلی در ایران باب شده واین موضوع ویترین مغازه ها و حتی قیمت برخی کالاهای نظیر عروسک و کارت و شکلات را تحت تاثیر قرار داده .

درسته که ابراز علاقه یه هنر بزرگه و گاه  خیلی خیلی لذت بخش ولی حرف من ا ینه که وقتی ما خودمون روز دوستی ایرانی داریم و این روز تنها 4روز بعد از ولنتاین است چرا در روز دوستی وارداتی رو پررنگ تر نشان می دهیم .

مطلب پائین روز بخویند و بیش از پیش به فرهنگ ایرانی خودتون افتخار کنید.

 

روز سپندار مذگان ایرانیان

 

وقتي به شروع و چگونگي وقوعش فكر مي كنم، بنظرم همه چيز گيج و پيچيده مي آيد! اما ظاهرا اين گيجي چندان هم عجيب ودور از انتظار نيست،چون عبارت "ضربه فرهنگي" را چنين تعريف كرده اند: "تغييراتي در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گيجي، سردرگمي و هيجان مي شود."

اين ضربه چنان نرم و آهسته بر پيكر ملت ما فرود آمد كه جز گيجي و بي هويتي پي آمد آن چيزي نفهميديم!

شايد افراد زيادي را ببينيد كه كلمات Hi و Hello را با لهجه غليظ American اش  تلفظ مي كنند. اما تعداد افرادي كه از واژه درود استفاده مي كنند، بسيار نادر است!

همينطور كلمه Thanks بيش از سپاسگزارم و Good bye بسيار راحت تر از «بدرود» در دهان ها مي چرخد. ما حتي به اين هم بسنده نكرده ايم!

اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر مي دانند.

سفره هفت سين نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزند!

جشن شب يلدا كه به بهانه بلند شدن روز، براي شكرگزاري از بركات و نعمات خداوندي برگزار مي شده است را نمي شناسند، اما همراه و همزمان با بيگانگان روز شكرگزاري برپا مي كنند!

همه چيز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است.

 

چند سالي ست حوالي 26 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم Valentine به گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه "در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند.كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد.كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود...بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق!

 

اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!

جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 3 روز پس از والنتاين فرنگي! اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند.

سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند.

ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است. از آنجايي كه ما با فرهنگ باستاني خود ناآشناييم شكوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمريكاييها هستند كه به خود جهان بيني دچار مي باشند. آنها دنيا را تنها از ديدگاه و زاويه خاص خود نگاه مي كنند. مردماني كه چنين ديدگاهي دارند، متوجه نمي شوند كه ملت هاي ديگر شيوه هاي زندگي و فرهنگ هاي متفاوتي دارند. آمريكاييها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان مي دانند. آنها بر اين باورند كه عادات، رسوم و ارزش هاي فرهنگي شان برتر از سايرين است. اين موضوع در بررسي عملكرد آنان بخوبي مشهود است. بعنوان مثال در حالي كه اين روزها مردم كشورهاي مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط مي باشند، آمريكاييها تقريبا تنها به يك زبان حرف مي زنند. همچنين مصرانه در پي اشاعه دادن جشن ها و سنت هاي خاص فرهنگ خود هستند.
"اطلاع داشتن از فرهنگ هاي ساير ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم ديگران، بي اينكه ريشه در خاك، در فرهنگ و تاريخ ما داشته باشد، اگر هم به جايي برسيم، جايي ست كه ديگران پيش از ما رسيده اند و جا خوش كرده اند!

براي اينكه ملتي در تفكر عقيم شود، بايد هويت فرهنگي تاريخي را از او گرفت. فرهنگ مهم ترين عامل در حيات، رشد، بالندگي يا نابودي ملت ها است. هويت هر ملتي در تاريخ آن ملت نهاده شده است. اقوامي كه در تاريخ از جايگاه شامخي برخوردارند، كساني هستند كه توانسته اند به شيوه مؤثرتري خود، فرهنگ و اسطوره هاي باستاني خود را معرفي كنند و حيات خود را تا ارتفاع يك افسانه بالا برند. آنچه براي معاصرين و آيندگان حائز اهميت است، عدد افراد يك ملت و تعداد سربازاني كه در جنگ كشته شده اند نيست؛ بلكه ارزشي است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگي بشريت دارد.

شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 26 بهمن (Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم.

+ نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 11:21 توسط مریم السادات حسینی /

عدسهایی که دوست دارند توپ فوتبال باشند

 

 

قصه برخی مدیران قصه دانه های عدسی است که دلشان می خواهد به درشتی توپ فوتبال دیده شوند.

بزرگ نمایی کارهای خوب و زیبا سازی کارهای نادرست دو ضعف عمده مدیریتی محسوب می شوند.

دوستان می دونن که من غیر از زمین شناسی مدیریت هم کسب مدرک نمودم اینه که باید از تمام اهالی محله وبلاگ نویسان بخواهم که در هیچ کاری بزرگ نمایی و کوچک سازی حتی زیبا سازی نکنند.

یه بزرگواری در عرصه فرهنگ که ریاست یه بنیاد معروف سینمایی رو داره دچار همین مرض شده و دیروز در مصاحبه مطبوعاتی فیلم فجر خودش اعلام کرده احتیاجی به عکاس نداره !

پ.ن:هیچ کس جز همه نفهمیدن این مدیر لایق کیه؟!

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 14:58 توسط مریم السادات حسینی /

حسین (ع)به جای آب تشنه لبیک بود ،افسوس به جای آب زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.(شریعتی )

دو روز پیش جمله بالا به صورت پیامک برام ارسال شد و من دو روز که هر ووقت فرصتی پیدا می کنم این جمله رو با خودم تکرار می کنم و به مظلومیت حسین و راز ماندگاری حماسه حسینی که همانا ظلم ستیزی و عدالت خواهی است فکر می کنم.

شاید روزی برسه که جوانهای ایرانی بیشتر به حقانیت واقعه عاشورا توجه کنند.

سال گذشته در یکی از هیاتهای عزاداری غرب تهران نوعی از عزاداری رو دیدم که به نظرم بدعت آمد تا عزاداری !

یه ضرب المثل قدیمی می گه :هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد .

این موضوع در مورد ظاهر آدمهای در مناسبات و جاهای مختلف هم صادق است.

به نظرم همون قدر که ورود یک آدم ما مرتب و رنگ و رو پریده در یک مجلس مجلل تعجب برانگیزه همون قدر هم آرایش و لباسهای مشکی آن چنانی وتنگ در مجلس عزای امام حسین تعجب برانگیزو حتی ناراحت کننده است .

اینهمه مهمانی و عروسی و رفت و آمد برای اینه که ما خوش تیپ باشیم و در جایگاه خودش از انواع پوشاک استفاد کنیم.

ولی  اینو به شما بگم که همه مردم دنیا در مراسم رسمی و کلیسا رفتن و مراسم مذهبی از لباسهای عرف جامعه استفاده می کنن.

امام حسین بیشتر از شمع روشن کردن و لباس مشکی پوشیدن منش خوب و مناسب رو از جوانهای می خواد .

شجاعت ، صداقت وظلم ستیزی واز همه مهمتر نماز اول وقت.

شاید تو این روزهای عزیر باید بیشتر از روزهای دیگه ظاهر ساده ای داشته باشیم.البته کل یوما عاشوراو کل الارض کربلا.

اینو بگم که حرف من اصلا منافاتی با مرتب بودن نداره .

حتی غیر مسلمانها هم حرمت حسین و خون حسین (ع)رو نگه می دارن چه برسه به ما که به گفته خودمون بچه مسلمونیم.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 9:41 توسط مریم السادات حسینی /

حق مسلم

یک سال از شروع یک زندگی دونفره می گذره  ولی هنوز نمی دونم حق مسلم دو تا تحصیل کرده تو این اجتماع چیه ؟

خوشبختی و سعادتمندی البته به دو تا حقوق کارمندی !

نه اشتباه نکن دنبال مادیات نیستم ولی رفاه نسبی رو حق همه مردم جهان می دونم حداقل حق همه ایرانی ها می دونم.

علاوه بر خودم خیلی  از زوجهای جوان دور و برم هم این سوال رو ازم می پرسن .

دو روز پیش دوستی با من تماس گرفت و ازم پرسید به نظرت حق مسلم یه زوج جوان نیست که حداقل رفاه رو داشته باشن؟نمی دونم چرا ولی با شرمندگی جوابشو دادم .گفتم: چرا همینطوره !

دوستم با نگرانی گفت : پس چرا همه جوانهای دور و بر ما باید برای بدست آوردن حداقل رفاه از کله سحر تا بوق سگ بدو بدو کنن؟

نمی دونستم چی جوابشو بدم ...

فقط بهش گفتم : عدالت دست خداست و اون با عدالتش هوای همه رو داره .

نمی دونم حق مسلم ما تو زندگی چیه ؟

همه سالهای بچگی ام در موشک باران حمله عراق به ایران گذشت .

شبهای زیادی که پدر راهی ماموریت های جنگی شد و من در زمان جنگ تنها به جرم اینه پدرم مهندس پرواز است و یک نظامی روزهای بسیار حداقل 15روز در ماه و یا شاید هم بیشتر از حق مسلم خودم در زمان بچه گی یعنی آغوش گرم پدر محروم شد تا بقیه ایران زمین و همه بچه های آن طعم استقلال را بکشند.

در زمان جنگ از حق مسلم من و امسال من هرگز دفاع نشد خدا رو شکر که سایه پدر را سلامت حس می کنم اگر چه در بیشتر روزهای تحصیل در سه سال اول دبستان و حتی بعد از آن بیشتر روزها در حسرت آن بودم که پدر من هم در جلوی مدرسه منتظرم باشد .

حق من از زندگی در زمان جنگ تنها خبر رفتن پدر به ماموریت و دل داری کودکانه به نگاه مادر بود .

مادری که هم نگران همسر بود و هم بی تاب برادر، برادری که10سال طعم شکنجه رژیم بعث را برتن خود یادگار دارد و بازهم خدارو شکر که روز از شهریور ماه سال 69قلب مادر شاد شد و پس از سالها برادر را در آغوش کشید .

هنوز از حق مسلم چیزی نمی دانستم که پس از جنگ و در گاه و بیگاه شبانه پدر صدای گریه می شنیدم از وداع غم انگیز با بردارش که در 18سالگی برای وطن سوخته بود و نزد خدا بود او یکی از شهیدان بود و پدر برای اوم و خیلی دیگر از سربازانش که همگی برایش از آرزوها گفته بودند و پر زده بودند شبانه اشک می ریخت.

عزیز دیگری نیز رفت خواهرم پاره تنم و متخصصان بیماری دلیل ابتلای وی به این بیماری لا علاج را تاثیر جنگ و استرس های جنگ بر مادران باردار اعلام کردند.

در سالهای گذشته حق مسلم ما گذشت بوده و یا صبر و یا هر چیز دیگر که به پاداش آن ایمان دارم .

ولی آیا حق مسلم ما از زندگی آرامش و رفاه نیست .

حق من و همه جوانان هم سن و سال‌من از زندگی بر دوش کشیدن خاطرات تلخ جنگ است و نگرانی از آینده نا معلوم اقتصادی و تحمل گرانی . گویا چرخ گردون هرگز با نسل ما سر سازش ندارد اما چرخ گردون بدان و بدان که مرکب دنیا نوبتی است و این نیز بگذر و تو می مانی و خاطره تلخ تو...

به نظر شما حق مسلم جوانهای ایرانی چیه؟

پ.ن.انرژی هسته ای حق مسلم هر ایرانیه و مطلب و سوال فوق موارد دیگر رو شامل می شود و مقصود سیاسی رو از نوشتن این متن دنبال نمی کنم.

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 16:14 توسط مریم السادات حسینی /

بابا نوئل خدا به دادت برسه !

 

چیزی به آغاز سال نو میلادی نمونده 11دی ماه سال 2008میلادی آغاز میشه و با این گرونی ها خدا به داد بابا نوئل برسه!

آخه بابا نوئل چطوری این عروسکهای گرون و این اسباب بازی های آنچنانی رو برای بچه های بخره .

ازطرفی هموطنان مسیحی ما خیلی از مواقع مورد کم لطفی قرار می گیرند و از طرف دیگر هم وضعیت گرانی در شب عیدشان دردسر ساز است.

در دوران دبیرستان دوستی داشتم آشوری که بردارش در جنگ تحمیلی شهید شده بود و آن دوست من از اینکه مورد بی مهری قرار می گرفت سخت ناراحت بود و یاد آوری می کرد که گاه مردم حاضر به دست دادن با آنها و یا حتی خوردن غذای آنها نیستند.

بیچاره بابا نوئل ایرانی که تو این کمبود بنزین باید همه جا سر بزنه و دل همه بچه ها رو به دست بیاره .

می دونم که خیلی از هموطنان اقلیت ما به لحاظ مالی مثل خود ما مسلمانها در مضیقه هستند امیدوارم این مشکلات مالی و گرانی در حد فاصل آمدن بابا نوئل و سال نوی میلادی و آمدن عمونوروز یعنی سال نو خورشیدی حل بشه .

بابا نوئل مهربان اگر به سراغ بچه های مسیحی رفتی سلام ما را برسان و بگو برایشان آروزی سالی خوش داریم.

راستی بابا نوئل مهربان شما هم صندوقهای مهررضا و قرض الحسنه دارید تا از چندین ماه به سال نو مانده در گیر گرفتن یک وام چند صد تومانی شوید؟

بابا نوئل مهربان به هموطنان مسیحی بگو ما همه ما در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی خیلی خیلی بیشتر از قبل هموطنان اقلیت خود را دوست داریم.

پ.ن خوشحالم چون دکتر احمدی نژاد قبل از سفر به حج این گرانیها را مقدمه ای برای ازرای دانست و من امیدوارم که این  اتفاق بیفتد.

+ نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 11:10 توسط مریم السادات حسینی /

عاشقان عیدتان مبارک

عید سعید غدیر خم بر دوستدارن علی (ع) مبارکباد.

دیشب جایی میهمان بودم و بعد یکسال که فکر می کردم خواهرانی دارم متوجه شدم در اشتباه هستم و این تنها توهم بوده و اینجا بود که یاد این جمله مولای متقیان افتادم که می فرمایند:

ایمن مباش از شر کسی که به او محبت روا داشتی.

 ولی به عنوان یه دوست خواهشی از همه خوانندگان دارم .گذشت کنید ، بگذرید و ازتمام بدیها و یا پنهان کاری های روزگار و مردمانش عبور کنید تا شاید روزی از ما هم به خوبی یاد شود.

در آستانه عید غدیر که برایم یاد آور بهترین خاطرات است از علی (ع)مدد می جویم تا به سیره نبوی نزدیک و نزدیک تر شویم.

در این روزهای عزیز اگر مقرب درگاهید و یا دلی شکسته دارید التماس دعا.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 11:31 توسط مریم السادات حسینی /