تبليغاتX
گلابتون
حقوق برابر زنان و مردان

 

 

 

راست می گن که تربیت و نوع تفکر مادران در زندگی فردای فرزندان بسیار موثره .

مادرم اصلا اهل غیبت نیست و به شدت هم همیشه تاکید داشت تا در خونه ما در مورد کسی صحبت نشه .در  مقابل همیشه مادرم تلاش می کرد تا مشوق ادامه تحصیل دختران باشه .

همین مسئله ساده باعث شده تا مادرم به عنوان امین و راز دار فامیل پدری و خودش شناخته بشه و همیشه خانمها و دختران فامیل به عنوان یک حامی و راهنمای خوب از وجودش استفاده کنن.

داشتم با خودم فکر می کردم بالاخره کی میشه که حداقل ما خانمها خودمون و همه مون برای خودمان ارزش قائل باشیم .

جالبه برام ...

آقایون با اینکه از قدرت بدنی و توان فیزیکی بالاتری برخوردارن ولی دلسوزیها در مورد اینکه کار می کنن و خسته می شن خیلی بیشتر.

یک اقای شاغل پس از اتمام ساعت کاری به منزل می یاد و در کمال آرامش یا کتاب می خونه یا با دوستانش تلفنی ویا از طریق پیام کوتاه ارتباط برقرار می کنه اما به احتمال زیاد اگر مسابقه فوتبالی باشه و برد و باختش هم به نفع یا ضرر یکی از دو تیم محبوب یعنی پرسپولیس و استقلال باشه دربست پای تلویزیون می نشینه.

اما یک خانم شاغل مثل من در خوش بینانه ترین حالت و اگر کاری یا خریدی برای خونه نداشته باشه حدود ساعت5/6تا7میرسه خونه و تازه از این لحظه هست که روز کاری خانم شاغل که حالا در جایگاه یک کد بانو هست، شروع میشه .

(محض یاد آوری عرض می کنم که :خانمهای نسل قبل و قبل تر از ما روز کاری شون از ساعت 8و 9صبح شروع میشه ولی خانمهای دنیای مدرن که سرکار تشریف نمی برند روزشون از ساعت 10و 11آغاز میشه )

ولی وای از اون روزی که یک دختر خانم بعد از فارغ التحصیلی تصمیم بگیره سر کار بره بعد از کلی دوندگی و راضی کردن پدر محترم راهی دنیای کار میشه وتازه این اول راهه ...

بعد از ازدواج هم هم باید خانم خوب خونه باشه و هم یک کارمند ساعی برای کارفرما.

تازه اگر از بد حادثه خانم شاغل در بخش خصوصی هم باشه که دیگه واویلا...

چون 8ساعت کار مفید صددرصد باید عملی شود.

به این ترتیب با اینکه از برابر شدن کلامی حقوق زن و مرد چند سالی هست که می گذره ولی حقوق زن و مرد در کار برابر نیست .

در مشاغل مختلف خانمها هم پای آقایون حتی بیشتر از اونها هم کار می کنند ولی از دستمزدهای پائین تری برخوردارند.

و در منزل هم با اینکه پابه پای مرد خونه کار می کنند آقا استراحت می کنه وخستگی و تاخیرش در ورود به مراسم قابل توجیه ولی در مورد خانمها این طور نیست .

به این ترتیب تفسیر برابری حقوق زن و مرد در جامعه ایرانی دقیقا یعنی همین مطلبی که در بالا مطالعه فرمودید.

این در حالیه که در کشورهای پیشرفته زن و مرد در کار خونه و بیرون با هم برابر و البته در آن مدینه های فاضله همیشه هم حق با خانمها هست .

 

البته همین قدر که خانمها سهمی ۵۰ درصدی در اجتماع دارند برای خانمهای ایرانی جای فخر فروشی و مباهات هست .

ضمن اینکه هر دهه ای که می گذره وضعیت خانمهای ایرانی به لحاظ حقوقی و اجرایی شدن حقوق بانوان بهتر می شود .

شمار خانمهایی که در دهه 60خودروی داشتند و یا می توانستند از خودروی همرسانشان استفاده کنند و همسر را پیاده راهی سر کار کنند بسیار کمتر از امروز بوده و حتی دهه 70هم با وجود بهبود شرایط بازهم کاستی هابیشتر از امروز بوده است .

همچنین سهم خانمها از کرسیهای دانشگاهی هیچ وقت مثل حالا نبوده و خوشحالم از این موضوع که خدمتتون یاد آور می شود دانشجویان خانم هم به لحاظ تعداد و هم به لحاظ معدل در دانشگاههای از آقایون پیشتازترند.

اینا رو گفتم که در آخر بگم خانهای جدای از مناسبات کاری رئیس و مرئوسی و صرف نظر از جایگاههای خانوادگی و نبست های فامیلی باید خیلی بیشتر ازاینها پشت همدیگر باشند .

باید همه خانمها و حتی آقایون راه رو برای بهتر شدن و ارتقاء وضعیت خانمها هموار کنند و البته بعضی افراد اعم از خانم یا آقا  هم از اموری مثل غیبت کردن و یا چشم و هم چشمی و شاید خدایی نا کرده سنگ اندازی خودداری کنند.

در پایان هم باید از پشت گرمی و تشویق های پدرم و همسرم به عنوان دو مرد همراه در زندگی ام قدر دانی کنم که بی شک این دو عزیز هر کدام سهمی در توفیق اجتماعی من دارند.

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 11:47 توسط مریم السادات حسینی /

تبریگ گفتن راحتره یا تسلیت گفتن ؟

چند روز پیش یه خبر خیلی ناراحت کننده شنیدم یکی از اقوام نزدیک  (عموی بزرگم)فوت شده بود .

وقتی برای عرض تسلیت رفتم که بازماندگان رو یعنی بچه های عموم رو ببینم دلم سوخت که در زندگی ماشینی چقدر درگیر کاریم .

زندگی ما شده کارو کارو کار...

فکر کنم چند سال دیگه ، چند سال دیگه که نه همین حالاش هم زن و شوهر ها در طول روز کمتر همدیگر رو می بینن و در خوش بینانه ترن حالت دیدار اعضای خانواده 7شب به بعد اون هم اگه قرار کاری خارج از ساعت کاری وجود نداشته باشه اتفاق می افته.

تازه بعد از یک روز کار که خسته می آیم خونه برای نسل قبل از ما یعنی پدرو مادرها مون جای تعجبه که چرا خونه ایم یعنی انتظار نسل قبل از ما اینه که ما یا کار داشته باشیم یا بریم مهمانی این برای جماعت مثل من روزناه حداقل 10ساعت رو بیرون از خونه می گذرونیم خسته کننده است .

به دلیل اینکه اگر منزل نزدیکترین ها هم بریم نمی شه که  جلوی تلویزیون با یه لباس راحت تر لَم داد و استراحت کرد و یا تلویزیون دید.

این یک مقدمه بود که بگم دیگه رسم و رسوم عوض شده آدمها هم عوض شدن .

خدا بیامرزه همه رفتگان  رو مادر بزرگم با ته لهجه کاشانیش می گفت بچه گیاش که عروسی می شده مثل مراسم های ختم حالا در مراسم به روی همه بازبوده و همه فامیل و دوست و آشنا می آمدن برای عرض تبریک .

حالا این موضوع فقط در مراسم تدفین و ختم ها اتفاق می افته و بس .

عروسی دعوتیه و محبتها هم دعوتیه یعنی شما اگر عروسیه خاله زاده یا عمو زاده ای دعوت نشین بعدش هم تبریک و شاد باش نمی گین تازه در اولین و دومین برخورد بعد از مراسم عروسی هم اگر عروس یا  داماد روکه با شما در زمان مجردی نسبت فامیلی داشته ببینین خودتون رو حسابی می گیرد تازه شاید هم سلام و علیکی هم رخ نده.

 نمی دونم این چه رسمیه که فقط وقتی چیزی یا کسی رو از دست می دیم یاد این می افتیم که چقدر خوب بود، چقدر نبود احساس می شه حتی اگر احوال پرسی ها در حد یک تلفن بوده و دیدارها همان سالی یکبار.

اشکال آدمهای امروز اینه که رسم را به نفع خودشون تغییر میدن.

برای عرض تاسف پیش قدم تر از تبریکن .

انگار از خبر پیشرفت شما یا بهبود شرایط شغلی و زندگی شما کسی خوشحال نمیشه .

همه این مطالب رو گفتم تا بگم باید مراقب باشیم تا سنت های خوب کم رنگ نشن .

چرا حسی حسادت به همه چیز غلبه می کنه .

یه دوستی بعد از چند ماه که از دواجم می گذره من رو دید و به جای اینکه تبریک عروسی بگه یا عذر خواهی کنه که خبری از حالم نداره

سریع دستم رو بگردوند تا حلقه ی ازدواجم و تعداد نگین های شو ببینه .

متاسفانه هنوز خیلی از خانمهای به ظاهر مدرن تفکر سسنتی دارن گویا دچار جمود فکری هستن.

اما من معتقدم میشه استراحت کرد وخوش بود و به امور شخصی رسید ولی زندگی اجتماعی داشت .

درسته که همه معتقدن که در روز غم دوست کم میشه و دوست های واقعی مشخص میشن ولی من معتقدم هم در غم و هم در شادی نیاز داریم تا با هم باشین .

در ترکیه رسمه که عروس و داماد اعلام می کنن که شب عروسی شون در فلان رستوران جمع میشن به این ترتیب هر کسی عروس و داماد رو دوست داشته باشه مهمون جیب خودش می ره اون رستوران تا در کنارعروس و داماد شام میل کنه و تبریک و شاد باش هم بگه .

اما در کشور ما اگه یه عروسیه خودمونی گرفته بشه حداقل 200نفر میهمان باید دعوت بشه تازه عروس و داماد به جای اینکه مورد تشویق قرار بگیرین باید تا مدتها اخم و ادا هم جمع کنن که چرا بچه ها و نوه ها دعوت نبودن.

اصلا تبریک گفتن راحت تره ولی اگه قرار برای تبریک گفتن حتما شام عروسی رو خورد و عروس و داماد رو دید و بعدی هم وجود نداره بهتر اون تبریک فرمایشی نباشه .

این موضوع در بقیه موارد شادی نظیر بچه دار شدن هم صادقه .

بابا به خدا خوب و مهربون بودن کار سختی نیست دنبال بهانه بد شدن نگردیم.

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 15:50 توسط مریم السادات حسینی /

راه بی پایان زندگی ما

سلام

این اولین مطلبی که در گلابتون براتون می زارم امیدوارم گلابتوم بتونه با مخاطبانش ارتباط خوبی برقرار کنه.

خوب دیگه می رم سر اصل مطلب.

دیشب داشتم سریال راه بی پایان را می دیدم و قبل تر از اون هم با یکی از همکاران خبری مصاحبه ای داشتم در خصوص اینکه بهترین و بدترین کار زندگی چی بوده و آغاز هر کاری را چطور شروع می کنم.

به اون دوست همکار گفتم بهترین کار زندگی محبت کردن و بدست آوردن دل و بدترین کار زندگی اینه که خواسته یا ناخواسته کسی رو از زندگی نا امید کنیم یا دلی را بشکنیم.

شروع هر کاری هم باید با توکل به خدا باشه .

اما من واقعا به اون چیزهایی که گفتم اعتقاد دارم یعنی می دونم باید تا میشه محبت کرد چون هر محبتی که می کنیم ممکنه دیگه آخرین فرصت باشه.

و اما راه بی پایان هر بار که این سریال رو می بینم جدای از اینکه از وجود و پردازش به یک موضوع جدیدی و مطابق با وقایع فعلی جامعه لذت می برم به این موضوع هم فکر می کنم که راه بی پایان زندگی ما واقعا کجاست ؟

این همه بدی و دورغ ودورویی اتفاق می افته که به کجا برسیم مگر غیر از اینه که دین مبین اسلام به وجود عالمی دیگر و دریافت پاداش و جزای اعمال در دنیای دیگر تاکیددارد .

اما همه رو گفتم که این رو یاد آور بشم که اگر قدیمی ترها می گن :تقاص به این دنیاست  ... راست می گن

نتیجه اعمال و کارهای همه ماها در همین زندگی زمینی مون هم مشخصه تا حالا به آدمهایی برخورد کردین یا اگر احیانا به آدمهای دور برتون نزدیکترها دقیق تر بشین ، در چهره بعضی از آنها آرامشی را می بینید طمئنینه ای که قلب شما رو را هم آروم می کنه.

این همون نتیجه کار و رفتار ما آدمهاست .در مقابل برای خود من پیش آمده که آدمهای خوش سیما و خوش تیپی رو دیدم که همون رفتار عادی شون هم انرژی منفی می فرسته .

از راه بی پایان زندگی جز آموزه های دینی چیزی نیست که کسی دقیقا بدونه ولی من می دونم که پایان زندگی زمینی ما مرگه و تنها یک خاطره است ه از ما باقی می مونه .

به قول یه عزیزی همه ما تا چند سال دیگه به عکسهای رو دیوار مبدل می شویم و پس از رفتن ما جز یکسری خاطرات از ما چیزی نمی مونه .

اما من برای امیدوارم همه آدمها هر مرحله ای اززندگی شون رو که سپری می کنند به رد پا از خوبیهاشون و محبت و صداقتشون باقی بمونه.

این یک واقعیته که بزرگترین سیاست صداقته و بزرگترین ثروت به دست آوردن گنج محبت اطرافیان و دوستان .

تا حالا یک خار رو دیدین یک روز از یک بچه 5ساله پرسیدم می دونی خار چیه ؟اون بچه خیلی راحت بعد ازاینکه چند ثانیه ای به چشمهای من خیره شد گفت : خار گلی که هیچ کی دوستش نداره چون مهربون نیست و دست مون روخون می یاره .

حالا شما خودتون این تعریف رو در مورد خار و گل بودن آدمها بکار ببرین ولی سعی کنین گلهای دور برتون رو گلچین نکنین یادتون باشه بعضی گلها فقط زیبایی دارن بعضی هم زیبایی و هم بوی خوش.

راستی آخر هفته تون خوش .

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 9:27 توسط مریم السادات حسینی /